ونهوضع . وضع پارهاى از مقررات براى رهبرى انسانى اگر با قوانين اصلفطرت و خواستههاى آفرينش منطبق نباشد ، در خور استقبال و هضم نيست ، و گرنه با هيچ قدرت و زورى نمىتوان قوانين را بر خلاف سنت معمول ، برانسان تحميل كرد « 1 » .
هرگاه عمل نخست دربارهء پرورش انسان انجام گرفت ؛ يعنى مربى خصوصيات كودك و مكانيسم آفرينش او را درك كرد و معلوم شد كه دربارهء جهات فردى كودك ، مانند رشد تن ، پرورش مغز ، نموّ شخصيت و پيدايش اعتماد به نفس ، چه شيوه و برنامهاى ضرورت دارد و دربارهء پرورش جهات اجتماعى او چه كارهايى بايد انجام داد تا عضو مؤثر و مفيد براى جامعه شود ، در اين موقع ، نوبت سهگام ديگر - كه در تربيت واحد نباتى ياد آور شديم - فرامىرسد .
اين بيان ، ما را به حقيقت تربيت و حد و مرز آن آگاه مىسازد و روشنمىكند كه پرورش يك واحد نهال و يا يك واحد انسان ، عملى است آگاهانه كه از جانب فردى قدرتمند و نافذ و مسلط ، روى فردى ديگر انجاممىگيرد ؛ در حالى كه عمل داراى ايده و هدف است و هدف ، فعليت بخشيدن به تمام لياقتها و شايستگىهاست و اين نتيجه بدون مراقبت پىگير ، جامهء عمل نمىپوشد « 2 » .
تكامل يك بعدى
تكامل صحيح ، آن است كه در تمام شؤون فردِ مورد تربيت صورت گيرد ؛
هامش
( 1 ) . ناصر الدين صاحب الزمانى ، ديباچهاى بر رهبرى ، ص 331 و 332 .
( 2 ) . بنابراين ، اساس تربيت را عوامل چهارگانه تشكيل مىدهند و با دقت در جملههاى متن ، هر چهار عاملْ روشن مىشود .