روح وروان حساس كودك در آغاز زندگى ، از جهات بسيارى مانند همين مادهء خامى است كه براى همهگونه فعاليتها وصورتها ، براى همه رقم تربيتها وپرورشها آمادگى دارد ؛ و اگر اولياى كودك ، حسن ابتكار به خرج دهند وفطرت پاك واحساسات ارزندهء او را با شيوههاى پسنديده رهبرى نمايند ، سرنوشت او را از اين طريق روشن مىكنند ، و اگر در اين راه ، سهلانگارى نمايند و با روشهاى غلط وپرورشهاى ناستوده فطرت او را آلوده سازند ، حتماً مقدمات بدبختى كودك را فراهم ساختهاند ، بهطورى كه عوامل ديگر شخصيتهاى غلط ، زود يا دير در زندگى او نمايان خواهد شد .
على عليه السلام مىفرمايد :
« إنَّما قَلْبُ الحَدَثِ كَالأَرْضِ الخالِيَة ما الْقِىَ فيها من شىءٍ قَبِلَتْهُ « 1 » ؛
همانا دل جوان نورس ، همچون زمين كشت نشده وبكر است ، هر بذرى در آن بپاشند مىپذيرد . »
بنابراين ، جا دارد بگوييم كه مغز كودك مانند فيلم عكاسى است ، ازآنچه مىبيند ومشاهده مىكند ، عكس برمىدارد .
مسؤوليتهاى سنگين
برخى از پدران تصور مىكنند كه مسؤوليت آنان فقط منحصر به
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ك 31 .