كه بيان شد . اميرمؤمنان در پاسخ جاثليق ، كه از حقيقت عرش سؤال كرد ، چنين فرمود :
« و هو حياة كل شيء و نور كل شيء ؛ « 1 »
عرش مايه زندگى هرچيز و وسيلهء انكشاف همه چيز است » . گويا جملهء اول اشاره به موضوع تدبير و دومى اشاره به مقام علمى عرش است .
امام صادق عليه السلام در ذيل حديثى دربارهء عرش چنين مىفرمايد :
« والعرش هو الباطن الذدي وجد فيه علم الكيف و الكون و القدر و الحد والأين » . « 2 »
و ظاهر حديث ، تفسير عرش به مقام علم فعلى است كه بيان مىكند صورت آن چه در جهان هستى مىگذرد ، موجود است .
در حديث ديگر فرمود :
« العرش هو العلم الذي لايقدر أحد قدره » . « 3 »
احتمال ديگر نيز در كار است كه عرش همان كهكشانهاى عظيم جهان است ، كه منظومهء شمسى ما جزئى از يكى از اين كهكشانهاست ، كه عقل و فكر بشر در درك وسعت و تعداد آنها مبهوت و متحير است در پايان توجه شما را به اين قسمت از آيه جلب مىكنيم :
« يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِى الأَرْضِ وَما يَخْرُجُ مِنْها وَما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما يَعْرُجُ فِيها » ؛
آن چه در زمين فرو مىرود يا از آن بيرون آيد و از آن چه از آسمان نازل شود و يا به سوى آن بالا رود ، آگاه است .
هامش
( 1 ) . . بحارالانوار ، ج 58 .
( 2 ) . همان . دربارهء اين دو روايت و روايت صفحهء قبل ، به صفحات 10 ، 29 ، 30 ؛ و همچنين دربارهء روايت ديگر ، كه پيرامون عرش و كرسى وارد شده است ر . ك : همان ، ص 1 - 39 .
( 3 ) . همان . دربارهء اين دو روايت و روايت صفحهء قبل ، به صفحات 10 ، 29 ، 30 ؛ و همچنين دربارهء روايت ديگر ، كه پيرامون عرش و كرسى وارد شده است ر . ك : همان ، ص 1 - 39 .