طبيعت موجود باشد يا مخالف آن ، خضوع و اظهار كوچكى در برابر خداست . چيزى كه هست به يك معنا ، همهء اين پذيرشها از روى ميل و رغبت است و به يك معنا ، آن قسم از حوادث كه بر خلاف مسير طبيعى موجود باشد ، نوعى كراهت در آن وجود دارد .
نه تنها وجود هر موجودى در قبضهء اوست ، بلكه سايههاى اجسام در گردش و تحولات خود ، تابع اراده و خواست او هستند و هنگام صبح و عصر در دو طرف جسم سايههاى چشمگيرى ديده مىشود كه همگى در پرتو ارادهء نافذ او مىباشند .
آيا شايسته است كه همهء اجسام جاهن با سايههاى خود در برابر خدا ابراز كوچكى كنند ، اما انسان از سجدهء تشريعى در برابر خدا امتناع ورزد هر چند پيوسته از نظر تكوين خاضع و خاشع است ، به خصوص اين كه خداوند انواع موجودات زمين و آسمان را در برابر انسان خاضع ساخته است ؛ « 1 » آيا سزاوار است كه او در برابر پروردگارش خضوع نكند ؟
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
اكنون كه با معناى سجده در موجودات آگاه شديم و روشن شد كه مقصود از سجدهء موجودات ، سجدهء تكوينى آنهاست ، لازم است دربارهء حمد و تسبيح موجودات جهان ، به گونهاى گسترده سخن گوييم .
2 . تسبيح سراسرى موجودات جهان
در گذشته يادآور شديم كه حمد و ثنا ، ستايش خدا در برابر صفات
هامش
( 1 ) . . ر . ك : آيات مربوط به تسخير آسمانها و زمين براى انسان .