« وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالأَرضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ بِالغُدُوِّ وَالآصالِ . . . » ؛ « 1 »
آن چه در آسمانها و زمين است و همچنين سايههاى آنها صبح و شام از روى ميل و اجبار براى خدا سجده مىكنند .
در اين به گواهى لفظ « من » در جملهء « وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِى السَّمواتِ » تنها خضوع موجودات داراى عقل مطرح مىباشد . « 2 »
ب ) در برخى از آيات ، دايرهء سجده گستردهتر گرفته شده و از سجود تمام جنبدگان سخن به ميان آمده است آن جا كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . . رعد ( 13 ) آيهء 15 . سخن از سجود موجودات عاقل و مدرك در اين آيه ، در آيههاى ديگرى نيز وارد شده است ، مانند آيهء 49 از سورهء نحل به عنوان سجدهء ملائكه و آيهء 18 از سورهء حج . . . .
( 2 ) . . مقصود از سجده در اين آيه كه از سجدهء تمام موجودات عاقل سخن مىگويد ، سجدهء اختيارى نيست ؛ زيرا شكى نيست كه بسيارى از موجودات عاقل ، مانند انسانهاى كافر ، تارك سجدهء اختيارى مىباشند و از عبادت خدا سرباز مىزنند و با توجه به اين مطلب بايد گفت مقصود سجدهء تكوينى است و اين كه تمام اينها از قوانين خلقت و سنن آفرينش پيروى مىكنند و در برابر آنها مطيع و فرمانبر مىباشند .
در اين جا ممكن است سؤالى مطرح شود و آن اين است كه ، اگر مقصود ، سجدهء تكوينى است و اين كه بندگان در برابر فرمان خلقت « كن » خاضع و مطيعند در اين صورت تقسيم اين نوع از سجده ، به سجدهء « طَوْعى » و سجدهء « كَرْهى » چه معنايى مىتواند داشته باشد . البته اين سؤالى است كه در اثناى بحث به آن پاسخ خواهيم گفت و يادآور خواهيم شد كه پذيرش است ؛ مثلًا شكوفايى و تكامل درخت مطابق طبيعت و خشكيدن و نابودى آن به وسيلهء سرما بر خلاف طبيعت آن است از اين جهت پذيرش فرمان نخست را سجدهء « طوعى » و دومى را سجدهء « كرهى » مىگويند .