عمل نيست ، بلكه بايد با حدس صايب و فكر واقعبين توأم باشد كه در نظريات و حدسيات خود نيز صايب و صادق گردد .
بررسى لفظ « شهداء »
شهداء جمع شاهد است و كسى را كه در يك واقعه حاضر بوده و اوضاع را از نزديك مشاهده كند « شاهد » مىگويند . آيات قرآنى حاكى است كه در ميان هر امتى شاهدى وجود دارد آن جا كه مىفرمايد :
« وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ؛ « 1 »
روزى كه از هر امتى شاهدى را مبعوث مىكنيم در آن وقت به كسانى كه كافر بودهاند اجازه داده نمىشود ( كه عذر بخواهند ) .
از آيهء ديگر استفاده مىشود كه هر امتى گواهى دارند و پيامبر نيز گواه بر گواههاست ، چنان كه مىفرمايد :
« فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنا بِكَ عَلى هؤلاءِ شَهِيداً » ؛ « 2 »
چگونه خواهد بود هنگامى كه از هر امتى گواهى بياوريم و تو را گواه بر همهء آنها .
اكنون با ملاحظهء مفاد دو آيهء ديگر مىتوان دريافت كه مراد او از « شهادت » چيست . هنگامى كه خداوند حضرت مسيح را مورد بازجويى قرار داده و از او مىپرسد : آيا تو به مردم گفتى كه خودت و مادرت را به عنوان معبود بپرستند ؟
وى در پاسخ خدا مىگويد : من به آنان جز آن چه را مأمور گفتن آن بودم چيز ديگرى نگفتم . من به آنان گفتم كه خدا را -
هامش
( 1 ) . . نحل ( 16 ) آيهء 84 .
( 2 ) . . نساء ( 4 ) آيهء 41 .