2 . گناه و طغيان اثر مستقيم خوشگذرانى و سستى نعمت است و باعث نابودى مىشود . چنان كه مىفرمايد :
« وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها » ؛ « 1 »
هر موقع بخواهيم ملتى را نابود كنيم به متنعمين و برخورداران آنها دستور ( اطاعت ) مىدهيم ، ولى آنها راه طغيان و گناه را پيش مىگيرند .
3 . قساوت و سنگدلى از آثار غرق شدن در لذايذ مادى است و در آيهء 16 دربارهء دستهاى از اهل كتاب چنين مىفرمايد :
« فَطالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ » ؛
عمر دراز ( و لذت بىشمار ) باعث قساوت قلب آنها شد .
نكتهء حساس بحث ما همين صفت اخير دنياپرستان است كه در پى آن ، فضايل انسانى و سجاياى اخلاقى و عواطف از دل دورى مىگزيند ؛ دل از هيچ منظرهء عبرتانگيزى متأثر نمىشود و رهنمايى پيامبران و مناديان عدالت در آن اثر نمىگذارد .
گواه زنده
وضع زندگى بسيارى از مردم كشورهاى صنعتى كه هر روز به هوسهاى سركش خود رنگ تازهاى مىدهند ، بهترين گواه گفتار ماست . شما از رزق و برق صنعت آنها چشم بپوشيد و پايهء عواطف آنها را به دست بياوريد . آيا اين همه تلفات سنگين جنگهاى جهانى اول و دوم ، دلهاى آنها را متأثر ساخت ؟ ! عواطف در ميان آنها به قدرى تنزل يافته كه ديگر
هامش
( 1 ) . . اسراء ( 17 ) آيهء 16 .