1 . از آياتى استفاده مىشود كه جهان كشتزار سراى ديگر است و عمل انسان به سان دانهاى است كه كشاورز در دل خاك فرو مىبرد ، آنگاه همان دانه رشد و نمو كرده و كشاورز همان دانه را با مقادير زيادترى برداشت مىكند . اعمال انسان در اين جهان با تبدلات و تغييرات بيشترى كه لازمهء آن سراست ، به خود انسان بازگشته و آنچه را كاشته با مقدار زيادترى درو مىكند ، چنان كه مىفرمايد :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِى حَرْثِهِ » ؛ « 1 »
هر كس كشت آخرت را بخواهد ، كشت او را مىافزاييم .
« العمل الصالح حرث الآخرة ؛ « 2 »
كار نيك ، كشت آخرت است » .
2 . صريح آيهء مورد بحث - كه در آغاز بحث مشاهده مىكنيد - اين است كه ، حسنات اين سرا در جهان ديگر به صورت نور و روشنايى در مىآيند و مؤمنان در پاسخ منافقان چنين مىگويند : « باز گرديد ، اين نور را از دنيا طلب كنيد » .
جاى شك نيست كه اين گونه آيات و روايات را مىتوان بر مجاز و استعاره حمل كرد و در بسيارى از آنها لفظ « جزاء » را در تقدير گرفت ولى آيا مجازيم كه از پيش خود چنين كارى را انجام دهيم ؟ !
اين اجمال نظريهء طرفداران تجسم اعمال است كه به طور فشرده بيان داشتيم .
هامش
( 1 ) . . شورى ( 42 ) آيهء 20 .
( 2 ) . . نهجالبلاغه ، خ 56 .