بودند . مترصّد بودند كه از پشت خنجر بزنند و نه پيمان خود را رعايت كنند و نه پيوند خويشاوندى كه با برخى از مسلمانان داشتند در نظر بگيرند . روى اين اساس ، قرآن وجود چنين پيمانها را انكار مىكند و مىفرمايد : « ميان شما و آنان پيمانى وجود نداشته است » .
در آيهء هشتم بر اين انكار چنين استدلال مىكند و مىفرمايد :
« كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلّاً وَلا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَتَأْبى قُلُوبُهُمْ ؛
چگونه ( مىتوان آنان را معاهد ناميد در صورتى كه ) اگر بر شما دست يابند ، دربارهء شما ، خويشاوندى و پيمان را رعايت نمىكنند و آنان شما را با زبانشان راضى مىسازند . در حالى كه دلهاى آنان گفتههايشان را تصديق نمىكند » .
قرآن بار ديگر برمىگردد و در آيهء دهم اين حقيقت را تكرار مىكند و مىفرمايد :
« لا يَرْقُبُونَ فِى مُؤْمِنٍ إِلّاً وَلا ذِمَّةً وَ أُولئِكَ هُمُ المُعْتَدُونَ ؛
دربارهء هيچ مؤمن ، پيوند خويشاوندى و عهد و پيمان را رعايت نمىكنند .
گروهى كه از نخست داراى چنين تصميمى بودهاند چگونه مىتوانند داراى عهد و پيمانى باشند » .
و در هر دو آيه ( هشتم و دهم ) آنان را با جملههاى « وَأَ كْثَرُهُمُ الفاسِقُونَ » ، « وَ أُولئِكَ هُمُ المُعْتَدُونَ » خطاب مىكند . معناى لغوى « فسق » همان خروج و بيرون رفتن است . هنگامى كه خرما از غلاف بيرون آيد عرب مىگويد : « فسقت التمرة ؛ خرما از غلاف خود خارج شد » .
در اصطلاح ما ، فردى كه از فرمان خدا خارج گردد « فاسق » ناميده مىشود ، و مقصود از لفظ « فاسقون » در اين آيه همان معناى لغوى آن است ؛ يعنى آنان از حدود پيمان گام فراتر نهادهاند . از اين جهت در آيهء دوم ، آنان به لفظ « المعتدون »
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٤