ب ) پيمان ، به پيامبر گرامى فراغت مىبخشيد كه به تنظيم امور داخلى و تقويت هستهء مركزى و تجهيز كافى براى مقابله با هر نوع حملهء احتمالى بپردازد و بالاتر از آن ، با كمال امنيت مىتوانست دين را تبليغ كند و به تربيت افراد بپردازد و معلمانى براى آموزش قرآن و دين به اطراف بفرستد .
از اين جهت پيامبر گرامى در مواردى كه از طرف دشمن ، موضوع صلح پيشنهاد مىشد به گرانترين قيمت آن را مىپذيرفت ؛ زيرا اين گونه پيمانها بر خلاف انديشهء كوتاه فكران به نفع اسلام بود و آينده نيز صحت آن را در پيمان « حديبيه » به روشنى ثابت نمود .
10 . در قرآن كريم آياتى داريم كه پيامبر را به عفو و گذشت دعوت مىكند ؛ مانند :
« فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ؛ « 1 »
از آن عفو و اغماض كنيد تا دستور خدا بيايد » .
برخى آيات به پيامبر دستور مىدهد كه به گروه كافر و مشرك اعلام كند كه طرفين در روش خود آزاد باشند و كسى متعرض كسى نباشد ؛ مانند :
« لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِىَ دِينِ ؛ « 2 »
براى شما آيين شما و براى من آيين من » .
برخى آيات به روشنى مىرساند ، كه در پذيرش آيين اسلام هيچگونه اكراه و اجبارى نيست ، چنانكه مىفرمايد :
« لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَىِّ ؛ « 3 »
در پذيرش دين اجبارى نيست ، زيرا نشانههاى حق از باطل روشن گشته است » .
با توجه به اين گروه از آيات ، اكنون سؤالى مطرح مىگردد و آن اينكه ، اگر پيامبر و مسلمانها به عفو و اغماض مأمورند و يا اينكه افراد ، در دين خود حرّ و
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 109 .
( 2 ) . كافرون ( 109 ) آيهء 6 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 256 .