درس 2 : آثار ارزندهء ايمان به خدا
1 . تعديل غرايز
انسان ، واجد يك سلسله غرايز و تمايلات درونى است كه زندگى او بر آنها استوار است . اگر روزى اين تمايلات از انسان گرفته شود انديشهء زندگى از او سلب مىگردد ، ولى اين غرايز در صورتى موجب خوشبختى جامعهء انسانى است كه در به كار بردن آنها از هر نوع افراط و تفريط خوددارى گردد و خواستههاى درونى ، تعديل و به طرز صحيحى رهبرى شوند .
مثلًا « تمايلات جنسى » در پسر و دختر ، در دوران بلوغ ، تجلى يك غريزهءدرونى است كه دست آفرينش در نهاد آنان پديد آورده است وبقاى نسل بشردرگرو اعمال اين غريزه است ، ولى اگر بشر در اشباع اين غريزه حد و مرزىنشناسد ، دچار هرج و مرجى مىشود كه مفاسد آن بر هيچ كس مخفى نيست .
همچنين « خويشتنخواهى » اساس و استوانهء زندگى به شمار مىرود ، زيرا اگر علاقهء انسان به خود ، از او سلب گردد از هر فعاليتى در راه استمرار حيات بازمىايستد و در هنگام خطر به دفاع بر نمىخيزد و سرانجام چراغ زندگى او بهخاموشى مىگرايد ، و از سوى ديگر اگر در اعمال اين حس ، زيادهروى نمايد و همه چيز را تنها براى خود بخواهد در اين صورت نتيجهاى جز بدبختى و