مقاومت خود را در مقابل حوادث ناگوار ازدستمىداد .
چنين دشمنانى ، حكم « واكسن » را دارند كه قدرت و مقاومت سلولهاى بدن را در مقابل حوادث بد افزايش مىدهند .
در زندگى اجتماعى انسان ، تضاد و رقابت ، مايهء تكامل انسان است ؛ زيرا رقيب آيينهء تمام نماى عيوب و بدىهاى انسان به شمار مىرود ؛ كوچكترين لغزش را به رخ وىمىكشد و احياناً كاه را كوه جلوه مىدهد .
جامعهشناسان معتقدند كه ، احزاب مخالف و اقليتهاى منتقد ، وسيلهء تكامل و پيشرفت جامعههاى متمدن هستند ؛ زيرا رقيب منتقد است كه به انسان هشدار مىدهد و معايب كار را بىپروامىگويد و او را وامىدارد كه مسير زندگى را دگرگون ساخته ، مسير بهترى را برگزيند .
جامعههايى كه در آن ، رقابت و تضاد نباشد بهسان تساوى سطوح ظروف مختلف آبها مىشود كه آب را از جريان و غلغله بازمىدارد و همه را به صورت آبى راكد كه احياناً به عفونت مىانجامد ، در مىآورد .
مؤسسات توليدى و يا فرهنگى كه رقيب ندارند ، از ترقى و تعالى بازمانده و پيوسته در جا مىزنند ؛ ولى مؤسساتى كه رقيب و يا رقبايى دارند ، هركدام براى پيشرفت و گسترش اهداف خويش ، دانش و بينش و نيروى خود را متمركز ساخته تا بتواند در برابر رقيب مقاومت كند و احياناً گام و يا گامهايى به جلو بنهد . در جامعههايى كه رقابتهاى صحيح و تفاوتهاى اصولى از ميان افراد برداشته شود و تمام ثروت در اختيار دولت قرار گيرد و افراد به اندازهء استعداد جسمى و فكرى خود كار كنند و به اندازهء نياز حقوق بگيرند ، استعدادهاى نهانى شكفته نمىشود ،
دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى) — صفحة 8
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٨