در اينجا ، مدعيان ثنويت و دوگانهپرستى ، گام به پيش نهاده و شرور و آفات جهان را به رخ يگانهپرستان مىكشند و مىگويند : در جهان هستى ، دو نوع موجود داريم : خوب و بد ؛ هرگاه مبدأ جهان را آفريدگار خوبيها و نيكيها بدانيم ، به حكم اين كه بايد ميان خالق و مخلوق ارتباطى برقرار باشد ، ديگر نمىتوانيم او را مبدأ شرور و آفات بشماريم ، زيرا كمال مطلق با شرور رابطهاى ندارد ، از اين جهت بايد براى آنها خالق ديگرى غير از خالق « خير » معرفى كنيم .
2 . خداوند عادل دادگر :
خدايى كه حقّ هيچ موجودى را پايمال نمىكند و به هركسى ، آنچه استحقاق دارد مىدهد .
3 . خداوند حكيم :
خدايى كه ساحت او از هر كار لغو و بىجا پيراسته است و هيچ آفريدهاى را بىفايده خلق نمىكند .
4 . عنايت الهى :
عنايت الهى كه مربوط به حكمت بالغهء اوست ، ايجاب مىكند كه نظام كنونى ، بهترين نظام بوده و هر پديده ، خير و كمال باشد .
5 . اصل علت غايى :
بنابراين اصل ، هر موجودى براى خويش هدفى دارد كه بايد به آن برسد و هر پديدهاى كه مخالف با رسيدن آنها به هدف نهايى گردد ، با اين اصل منافات خواهد داشت .
علت ارتباط مسألهء شرور و آفات با بحثهاى چهارگانهء اخير ، اين است كه « شرور و آفات » از آن جهت كه مايهء پايمال شدن حقوق گروهى ضعيف و ناتوان است ، با عدل الهى تعارض پيدا مىكند .
از آن نظر كه مصايب و بلاها در نظر سطحى ، پديدههاى