شريك ندارد و فرمانروايى مطلق و بلامنازع ملك هستى ، از آن اوست .
4 .
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ »
خالقى جز او نيست و همه چيز را او آفريده است و آنچه كه در جهان هستى به آن چيز گفته مىشود ، آفرينندهاى جز او ندارد .
5 .
« فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً »
آفرينش هر موجودى ، روى نقشه و اندازهء خاصى است و خدا تمام موجودات را روى اندازهء معينى آفريده است .
از ميان اين صفات پنجگانه ، دومى و سومى از اوصاف سلبى خداوند و بقيه از صفات ثبوتى او ( البته از صفات فعل ) به شمار مىروند .
اينك تفسير نخستين دو صفتى كه آيه از آن ياد نموده است و آن اينكه : خداوند جهان ، مالك آسمان و زمين است و مالكيت جهان هستى از آن اوست ، چنانكه مىفرمايد :
« الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
و اينكه فرزندى اتخاذ نكرده است ، چنانكه مىفرمايد :
« وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً »
و از صفات ديگر در بخشهاى آينده بحث مىكنيم .
مقصود از مالكيت خدا چيست ؟
مالكيت انسان نسبت به اموال خويش ، يك قرارداد اجتماعى است كه جامعهء انسانى براى گردش چرخهاى زندگى و برقرارى نظام اجتماعى خود به آن تن داده و به رسميت شناخته است .
ناگفته پيداست قراردادهاى اجتماعى ، مانند مالكيت انسان بر