نهاده ، اما هنوز حتى موفقيت نيمه كاملى در مسائل يادشده ، به دست نياورده است ، و هر سال در مركز ممالك پيشرفته جهان ، بر سر اين مسائل ، آتشهايى شعلهور مىگردد و گروهى را در كام خود مىكشد .
امروز در بزرگترين و مترقىترين نقاط جهان ، دانشآموزى را كه بر اثر يك سلسله عوامل طبيعى و تكوينى ، رنگ پوستش سياه است ، به مدرسه سفيدپوستان - اگرچه همكيش و همميهن او باشد - راه نمىدهند .
امروز سناتورى كه به اشتباه ، از در مخصوص سياهپوستان وارد سينما مىشود ، محكوم به پرداخت جريمه مىگردد .
امروز در اين كشورهاى صنعتى ، بخش جراحى و معالجه سياهپوست و سفيدپوست با هم متفاوت است و وسائل و داروهايى كه در بخش سفيدپوستان به كار مىرود ، هرگز در بخش جراحى و معالجه سياهپوستان وجود ندارد و پزشكان جوان خارجى كه در نظر آنان بهسان پزشكيار نوآموزى هستند ، حق معالجه سفيدپوستان را ندارند ، ولى بخش سياهان به روى آنها باز است !
آيا با اين امتيازات ناروا و تضييقات بىحدوحساب در ميان اين ملل ، چگونه مىتوان آنان را منادى آزادى و پايهگذار « حريّت » خواند ؟ !
مسأله اعلاميه حقوق بشر ، كه پس از انقلاب كبير فرانسه به تصويب رسيد و يا منشور آزادى و برابرى بشر كه پس از جنگ جهانى دوم انتشار يافت ، و تمام دولتهاى بزرگ و متنفّذ ،
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٨