نامه شماره 34
نامه بدون تاريخ است . در ضمن نامه اشاره به وفات جناب مغفور آقا شيخمحمد سرابى - كه داماد مرحوم آقاى قاضى و همسر ربابه خانم مىباشد - در مشهد مىنمايد . ايشان در حادثه گوهرشاد گرفتار و گويا در شكنجه و يا زندان مصدوم و از دنيا مىرود . حادثه گوهرشاد در تاريخ 1354 قمرى ، است پس اين نامه پس از آن تاريخ است .
« . . . و از سركار عالى متوقعيم بهتر از اين توجه در امور فقرا توجه فرماييد بلكه قدرى امور قدرى اصلاح شده به خوشى از دارغرور عبور نماييم . دو صباح ديگر خبر مىرسد كه فلانى وفات كرد . . . مثل اين كه ربابهخانم با سه دختر در ولايت غربتمانده ايصال حق او از اهم واجبات است » و پس از اشاره به برخى مسامحه در امور مىنويسد : « اين همه را حقير مىدانم كه سبب چيست و آن دو تاست : يكى مسامحه در كليه امور كه اسباب خرابى تمام كارهاست . دوم اين كه كارى كه جز از رضاى حق در او لحاظ ديگر باشد بر نفوس بشر غالباً سخت است . هذا هوالحق و اين است درد بىدرمان ؛ معركه آراء ، اعيتالعلما واعجزتالبلغاء و حال آن كه باقى همين است و مابقى فناء بىبقاء . چه شده است سركار كه به زيارت سيدالشهداء