صابران مى يا بى » او از كارهايى كه آن عالِم انجام مىداد ، سؤال نمىكرد .
ابو جعفر عليه السلام نيز اگر نگفته بود اگر خدا بخواهد چنان مىشد كه آنحضرت فرموده بود .
ابو حمزه گويد : در اينجا به سخن او يقين آوردم .
طرفداران جنبش مكتبى در اين باره سخنان بسيارى نقل مىكردند تا آنجا كه خبر به گوش دستگاه حاكمه رسيد و در جامعه شيوع يافت .
در پى شيوع اين خبر گروهى از افراد مكتبى دستگير شدند و امام كاظم عليه السلام نيز به زندان افتاد و پس از مدّتى به شهادت رسيد » . « 1 »
انديشهء قيام امام هفتم عليه السلام تا آنجا رواج يافت كه دستگاه پس از مسموم ساختن آن امام و به شهادت رساندن ايشان در سياهچالهاى زندان بغداد ، از آن به عنوان اعلاميهاى تبليغاتى بر ضدّ جنبش مكتبى بهرهبردارى كرد .
به اين صورت كه همه مىدانستند كه قائم نمىميرد تا آنكه زمين را پس از آنكه از ظلم و بيداد پر شد ، از عدل و داد بنا كند و اينك اين امام هفتم است كه از دنيا رفته است ، بنابر اين او قائم منتظر نيست ! !
دستگاه حاكم مىخواست با اين تلاشها وجود تناقض را در سخنان رهبران جنبش نشان دهد . از اين رو مأموران حكومت بر سر نعش امام كاظم عليه السلام بانك سر دارند كه : « اين موسىبن جعفراست كهرافضه مىپندارد او نمىميرد . به دو بنگريد » مردم هم بر نعش امام نگريستند . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ اسلامى ، نگارنده ، ص 228 - 229 به نقل از بحار الانوار ، ج 48 ، ص 291 .
( 2 ) - مقاتل الطالبيّين ، ص 505 .