تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
وخانه‌هايتان را مقابل يكديگر ( و متمركز ) قرار دهيد و نماز را برپا داريد و به مؤمنان بشارت ده . » بدين سان خداوند ، مؤمنان را به جهت نماز و عبادت‌شان ، نويد وبشارت مىدهد ؛ نويد پيروزى و رستگارى . امام صادق‌عليه السلام فرمود : « للمصلّي ثلاث خصال : إذا قام في صلاته يتناثر عليه البرّ من أعنان السماء إلى مفرق رأسه ، وتحفّ به الملائكة من تحت قدميه إلى أعنان السماء ، وملك‌ينادي : أيّها المصلّي لو تعلم من تناجي ما انفتلت » « 1 » « براى نمازگزار سه خصوصيّت است : زمانى كه او به نماز مىايستد ، از آفاق آسمان تا فرق سرش ، نيكويى بر او افشانده مىشود ، و فرشتگان از زير قدمهايش تا آفاق آسمان به گِرد او مىچرخند و طواف مىكنند ، و فرشته‌اى فرياد مىزند : اى نمازگزار ! اگر بدانى كه با كه‌مناجات مىكنى ، هرگز از او روبر نمىتابانى . » نشانه ايمان نماز ، نشانه ايمان و توشه مؤمن براى روز قيامت است . گوش فرادهيم كه خداوند عزّ وجلّ خطاب به پيامبرش چه مىفرمايد : ( قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَاخِلالٌ ( « 2 » « به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم ، پنهان وآشكار ، انفاق كنند ، پيش از آنكه‌روزى فرارسد كه نه در آن خريد و فروش است و نه دوستى . » از امام صادق‌عليه السلام نيز چنين روايت شده است : « يؤتى بشيخ يوم القيامة فيدفع إليه كتابه ، ظاهره ممّا يلي الناس لا يرى إلّا مساوئ فيطول ذلك عليه فيقول : يا ربّ ! أتأمر بي إلى النار ؟ فيقول الجبّارجل‌ّجلاله : يا شيخ أنا استحي أن اعذّبك وقد كنت تصلّي في دار الدنيا ، اذهبوا بعبدي إلى الجنّة » « 3 » « روز قيامت ، پيرمردى در محضر خدا آورده مىشود و كارنامه اعمالش به او داده مىشود ، در ظاهر آن كه به سوى مردم است جزبدى ديده نمىشود ، و اين بر او سخت وگران تمام مىشود . پس مىگويد : پروردگارا ! آيا دستور مىدهى به آتش شوم ؟ خداوند مىفرمايد : اى پيرمرد ! من خجالت مىكشم كه تو را عذاب كنم در حالى كه تو در دنيا نماز بجا مىآوردى . بنده‌ام را به بهشت ببريد . »
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 79 ، ص 215 ، حديث 30 . ( 2 ) سوره ابراهيم ، آيه 31 . ( 3 ) بحارالانوار ، ج 79 ، ص 204 ، حديث 4 .