امروز در محافل و آكادمىهاى علمى ، بحث شبيهسازى مطرح است ؛ كه يك سلّول را از شخصى مىگيرند و در محيط آزمايشگاه ، آن را رشد مىدهند و در نهايت ، به صورت خود آن شخص با همهى خصوصيّاتش در مىآيد ! چطور چنين چيزى ممكن است ؟ چون تمام خصوصيّات او در اين سلّول نوشته شده است . ممكن است اين سلّول از پا گرفته شده باشد ؛ امّا راجع به رنگ چشم هم در آنجا مطلب هست .
نظير اين اتّفاق كه مربوط به عالَم طبيعت و خلقت است ، در آيات قرآن هم هست . فرض كنيم يك قرآن پژوه بخواهد « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم » را شرح دهد . در اين صورت كلّ قرآن را شرح خواهد داد . يعنى همه چيز حتّى « وضو » هم در « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » گنجانده شده است .
خلاصهى قرآن در نقطهى باى بسم اللَّه
نه تنها « بسم اللَّه الرّحمن الرحيم » كه « با » ى به كار رفته در اين آيه نيز دربردارندهى تمام قرآن است ؛ امّا شخصى مثل حضرت علىّبن ابى طالب - / صلوات اللَّه و سلامه عليه - / را مىخواهد تا بتواند كه يك قرآن را از « نقطهى » باى بسم اللَّه استخراج كند . از اين رو قرآن با آنكه در قالب كلمات بشرى ريخته شده است ، اما حسابش از ديگر كتابها جداست .
پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد :
فَضْلُ الْقُرْآنِ عَلى سائِرِ الْكَلامِ ، كَفَضْلِ اللَّه عَلى خَلْقِهِ « 1 »
برترى قرآن نسبت به سخنهاى ديگر ، مانند برترى خدا بر مخلوقاتش مىباشد .
با اين توضيحات ، درك اين معنا كه سورهى يس ، قلب قرآن است ، آسانتر مىشود . حال به تفسير سوره مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - / مستدرك الوسائل ج 4 ، ص 237 ، ح 7 .