شريك قرار دهم . » / 82 از اين آيه همچون ديگر آيات در مىيابيم كه تنها تسليم بدانچه انسان به يقين نمىداند كه خداوند بدان امر كرده است شرك محسوب مىشود . خداوند انسان را بندهاى براى ذات متعال خود آفريده نه براى ديگرى ، و به او اجازه نمىدهد كه از آزادى خود در برابر احدى دست بردارد ، بلكه بر او واجب ساخته است كه بر ضد هر كس مىخواهد آزادى او را سلب كند و به حرمت استقلال او تجاوز كند ، مقاومت ورزد و بايستد ، و تنها تسليم به گردنكشى را شرك محسوب دارد ، و براستى شرك را ظلمى بزرگ بشمارد . امّا دعوت حق ، دعوت به سوى خداست : « وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ - و حال آن كه من شما را به خداى پيروزمند آمرزنده دعوت مىكنم . » پس خداوند به پيروزمندى خود بر ما تسلّط دارد و چيرگى خود را بر ما واجب داشته ، و با آمرزش خود توبه را از بندگان گزافكارش مىپذيرد كه ديرى در برابر جرايم طاغوت خاموشى گزيدند و رزق و روزى خدا را مىخوردند و دشمن او را مىپرستيدند ، هم چنان كه توبهء ساحران ( فرعون ) را پذيرفت . [ 43 ] شك نيست كه بشر - هر چند نيروهاى مادّى را تسخير كرده باشد - از هر طرف در احاطهء ضعف و ناتوانى است ، پس محكوم به سنّتها و قانونهاى خداست ، و براى آن در جهت نافرمانى مىكوشد كه شايد از ضعف خود بكاهد و شايد خود را از بيمارى و پيرى و مرگ باز دارد و وارهاند ، پس او ناتوانتر از آن است كه بتواند به ديگران نيرويى دهد و بنا بر اين شايستگى ندارد كه مردم را به دو دعوت كنند . « لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ - بىشك آنچه شما مرا بدان دعوت مىكنيد ياراى آنش نيست كه در دنيا و آخرت كسى را به سوى خود خواند . » بلكه ( چنان دعوتى ) تنها خرافات و پندارها و آرزوهاى خام و
تفسير هدايت (فارسى) — Page 78
Contributors: احمد آرام
P.78