« أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ - آيا من بهترم يا اين مرد خوار ذليل ( مستضعف ) كه درست سخن گفتن نتواند ؟ » مستضعف ( ناتوان نگاهداشته شده ) ، و گوسفند چران ، كه بى نام و آوازه است ، و اين عادت گردنكشان و طاغوتهاست كه پيامبران و دعوت كنندگان به سوى خدا را كوچك شمارند . ما داستان ابراهيم و قومش را آن گاه كه او بتها را تكّه تكّه كرد شنيدهايم كه براى كوچك شمردن او گفتند : « سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ « 48 » شنيدهايم كه جوانى كه او را ابراهيم گويند ، از آنها سخن مىگفته است » . [ 53 ] سپس شروع مىكند به مقايسه و ارزيابى موسى ( ع ) به ثروت يا سلطهاى كه دارد ، و اين چنين مردمان عهد جاهليّت مردم را به توانگرى و زورمندى مىسنجيدند ، نه به صلاح و خير . « فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ - چرا دستهايش را به دستبندهاى طلا نياراستهاند ؟ » أسورة جمع سوار ( به معنى دستبندى است كه بر مچ دست و ساق آن و آرنج مىبستهاند ) . « أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ - و چرا گروهى از فرشتگان همراهش نيامدهاند ؟ » / 494 پس اگر دارايى و مالى ندارد ، بايد فرشتگان شانه به شانه همراه او بيايند كه به يكديگر كمك كنند ، مانند سپاههاى انبوهى كه فرعون در فرمان خود داشت . در حديث شريف از امير المؤمنين ( ع ) آمده است : « موسى بن عمران و برادرش هارون - عليهما السّلام - بر فرعون در آمدند ، جامههاى پشمين بر تن و چوبدستيها در درست ، و با او پيمان نهادند به جاودانگى سلطنت و دوام ارجمندى و عزّت اگر مسلمانى پذيرد . فرعون ( به ياران خود ) گفت : « از اين دو تعجّب
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 491
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۴۹۱
پاورقی
( 48 ) - ابراهيم / 60 .