32 . دلايل ناامنى اجتماع
قرآن كريم در آياتى ، با جملات « بِما كانُوا يكْسِبُونَ » « 1 » « بِما كانُوا يصْنَعُونَ » « 2 » « بِما كَسَبَتْ أَيدِى النَّاس » « 3 » مصائب و مشكلات اجتماعى را به اعمال خود مردم نسبت مىدهد . از جمله مىفرمايد :
« وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ » « 4 »
و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود و روزيش از هر سو فراوان مىرسيد ، پس [ ساكنانش ] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند ، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند ، طعم گرسنگى و هراس را به [ مردم ] آن چشانيد .
يا رسولالله مثال بزن و بگو : يك شهرى بود كه در رفاه و آسايش و امنيّت ظاهرى و باطنى ، قرار داشت . امّا اهالى آن شهر كفران نعمت كردند ، يعنى گناه كردند . خداوند نعمت داد و بايد نعمت را در ثواب به كار مىبردند ، امّا در گناه به كار بردند . وقتى چنين شد ، تمام آن نعمتها از آنان سلب و دچار نقمت شدند . گرانى ، كمبود ، و بدتر از آن ، ناامنى دل به سراغ آنان آمد .
گناه اجتماعى با جامعه چنين مىكند . اقتصاد سالم و زندگى رفاهى و با نشاط ، وقتى پديد مىآيد كه گناه و فساد اخلاقى از بين برود . كمكارى ،
هامش
( 1 ) . انعام / 29
( 2 ) . مائده / 14
( 3 ) . روم / 41
( 4 ) . نحل / 112