حالات آن حضرت عليه السّلام مىنويسند او شير روز و رهبان شب بود در روز چون شير كار مىكرد و در شب چون عابدى عبادت مىكرد . در وقت عبادت ، عبادت مىكرد و در وقت كار آن بود كه در مدّت بيست و پنج سال توانست بيست و شش باب نخلستان و مزرعه تحويل جامعه دهد ؛ براى فقرا ، براى ضعفا ، براى بيچارهها .
بالاخره همه و همه مخصوصا جوانها بايد بدانند كه نفسكشى ، تماس نداشتن با مردم ، كشتن غرايز و تمايلات و مبارزه با آنها يك روش اسلامى نيست .
روش اسلام إرضاء تمايلات است و علم ، خوب به ما مىفهماند كه اسلام چه قانون عالى دارد . همهء روانشناسان گفتهاند و به تجربه هم اثبات شده است كه افرادى كه گوشهنشينى مىكنند ، افرادى كه تارك دنيا مىشوند ، آن جوانى كه مىتواند زن بگيرد و نمىگيرد ، آن دخترى كه مىتواند شوهر كند و نمىكند كمكم اين تمايلات از ضمير خودآگاه به ضمير ناخودآگاه مىرود و به عقدهء روانى تبديل مىشود و اگر كسى عقده پيدا كند و به قدرت برسد از هر سگ درندهاى درندهتر مىشود و اگر هم قدرتى ، مكنتى به دستش نيايد يك آدم دلمرده ، بىنشاط و ورشكسته از نظر روحى مىشود ؛ يعنى اين آقا ديگر نمىتواند بچّهدارى كند ، ديگر نمىتواند زندارى كند . اگر زن بگيرد ، هم براى خود ناراحتى درست مىكند هم براى او و اگر دختر باشد ، يك آدم بىنشاط و دلمردهاى مىشود كه نمىتواند به طور صحيح تربيت اولاد كند ، نمىتواند شوهردارى كند .
قرآن كريم نمىگويد عقده ، امّا خودش را مىآورد . اسمش را نمىآورد .
كسانىكه غريزه مذهبى آنها كشته شده باشد ، كسانىكه گناه روى گناه ،
شهروند مسئول (تبيين فريضه امر به معروف و نهى از منكر ) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٤