2 . دانشجويى كه در راه رستگارى است ؛
3 . گروهى كه احمق و نادانند هم چون پشههاى ريز كه بر سر و گوش چارپايان اجتماع دارند ، به هر صدايى گوش فرا داده ، پيروى ميكنند ، و با هر بادى كه بوزد تغيير جهت ميدهند ، از نور دانش بهرهاى نبردهاند كه موجب هدايت آنها شود ، و به پايگاهى استوار پناه نياوردهاند ، تا نجات يابند .
كميل ! علم و دانش بهتر از مال است ؛ زيرا دانش تو را نگهبان و حافظ است ؛ و اما تو بايد مال را نگهبانى كنى ؛ مال با بخشش كم مىشود ، اما دانش با آموزش افزون ميگردد .
كميل ! علاقه به علم و دانش از لوازم دين و آيين خدا است كه به وسيله آن ، انسان كسب طاعت مىكند و بهترين ارمغانها را براى آخرت ذخيره مىنمايد [ اما ] ارزش مال با از دست دادن آن از بين ميرود .
كميل ! گنجوران در حال زندگى مردهاند ، ولى دانشمندان تا دامنه قيامت زنده و پايدارند ؛ گرچه پيكر آنها از ميان رفته است ، اما قيافه آنان در دلها هميشه هست .
كميل ! اين گروه خلفاى خدايند در زمين و دعوتكنندگان مردمند به دين خدا .
آه ! آه ! چقدر علاقهمندم به ديدار آنها از خداى آمرزش مىخواهم براى خود و شما .
كميل مى گويد : آنگاه دست مباركش را از دست من برداشت و به من فرمود اگر مى خواهى بازگرد » . « 1 » حضرت امير المؤمنين ( ع ) به كميل بن زياد نخعى فرمود : « گوشهگيرى اختيار كن ، خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار ، نام خود را بر سر زبانها مينداز ، بياموز و عمل كن ، خاموش باش كه سلامت بمانى ، خوبان را شاد و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ترجمه جلد هفتم ، ج 1 ، بخش امامت ، ص 30 .