در صورت پذيرش اين فرض ، در فقرات ديگر دعا هم ، آن را نافذ مىدانيم .
كلمهء « بِابْهاهُ » هم متعلق به « اسْئَلُكَ » است ؛ يعنى : « خدايا ! به در خانهات آمدهام و تو را به زيباترين زيبايىهايت قسم مىدهم . »
لذا از نظر ادبى مىگوييم « مسئولٌ منه » است .
دوم : اين است كه بگوييم : در جملهء « مِنْ بَهائِك » ، « مِن » « مِن نَشْويّهِ » است . در اين صورت معنايش اين گونه مىشود : « خدايا ! به در خانهء تو آمدهام و تمام توجهم به زيبايى توست ؛ زيبايى كه يك دنيا ظرافت ، حلاوت و طراوت دارد . »
اگر چنين باشد « مسئولٌ منه » در كلام اصلًا نيامده است ؛ يعنى از خدا چيزى خواسته نشده است . مىگويد : « خدايا ! به در خانهء تو آمدهام ، توجهم به زيبايى توست و به زيباترين زيبايىهايت تو را قسم مىدهم . »
اما براى چه نمىگويد ؟
روشن است كه از نظر ادبى معناى اول ظاهرتر است ، اما از نظر عرفان و راه و رسم عبوديّت احتمال دوم قوى است . به نظر مىرسد كه بايد احتمال دوم را بپذيريم و بگوييم « مسئولٌ منه » در اين دعا اصلًا نيامده است . چنان چه استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب ، امام خميمى رحمه الله در جلسههاى خصوصى مىفرمودند : « دعاى سحر ، مسئولٌ منه ندارد » يعنى فقط راز و نياز با خداست .
معنا ندارد عبد وقتى به در خانهء خدا مىرود ، چيزى از خدا بخواهد . او فقط بايد خدا خدا كند و وظيفهء ديگرى ندارد .
آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 25
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٥