همانا من در زمين ، جانشينى قرار مى دهم .
و اين چنين به مقام خلافت الهى دست مى يازد ، و به ديگر سخن ، چنان در انسانيّت فرو مى رود كه همچون ماه مى گردد به روز رستخيز .
امّا كسى كه اخلاق حيوانات و درندگان را در بيش گيرد ، اندك اندك آنقدر فرو مى افتد كه از انسانيّت ، برون مىشود ، و به چهره حيوانى و درند هگى و چهره هاى ديگر متناسب با اين ملكات تصوّر مىشود .
چه بسا انسانى به حسب ظاهر ، انسان باشد ولى در هويّت و حقيقت ، سگى بيش نباشد و اهل بصيرت او را به اين چهره مى بينند ، اگر چه خود او و ديگران ، وى را به صورت انسان مشاهده مى كنند . و روزى كه پرده ها به كنار رود و ديدگان تيز گردند و حقايق و هويّتها رخ بنمايند ، خود او و ديگران ، وى را سگ خواهند ديد . خداوند متعال مى فرمايد :
( لقد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد . ) 2
تو از اين غافل بودى ، ما پرده از برابرت برداشتيم و امروز ، چشمانت تيز بين شده است .
بر اين نكته ظريف و آشكار نزد اهلش دلايلى اقامه شده است و ما به بزرگترين دليل كه همان قرآن و روايات است ، بسنده مى كنيم . امّا در قرآن ، از آيات بسيارى چنين پيداست كه ملكه ها با رفتار و سخن و انديشه يافت مى شوند و از آنها جان مى گيرند . خداوند مى فرمايد :
( ثمّ قست قلوبكم من بعد ذلك فهى كالحجاره او اشدّ قسوهً ) 3
پس از آن ، دلهاى شما چون سنگ ، سخت گرديد ، حتى سخت تر از سنگ .
( بل طبع اللّه عليها بكفرهم فلا يؤمنون الّا قليلًا ) 4
بلكه خدا بر دلهايشان مهر نهاده است و جز اندكى ايمان نمى آورند .
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٢