ناميده مىشود و دو سوى ناهنجار آن ، ستمگرى و ستمبرى نام مى گيرد .
گفته مىشود كه همهء فضايل از اين بنيادهاى چهارگانه بر مى خيزد ، و همهء رذايل از اصول هشتگانهء برخاسته از افراط و تفريط در هر يك از اين چهار مورد نشأت مى گيرد .
اين بود چكيده اى از تفصيل سخن ، و هر كس خواهان شرح آن است ، بايد به كتابهاى همچون تهذيب الاخلاق ابن مسكويه مراجعه كند .
بر اين سخن ايرادهاى فراوانى گرفته شده است كه برخى از آنها را به شرح زير مى آوريم :
الف ) همانا آدمى آميخته اى از روح يا همان نفس ناطقه با جسم است .
خداوند در مورد قسمت نفس ناطقه او مى فرمايد :
( و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها . ) 32
و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده ، سپس بديها و پرهيزگاريهايش را به او الهام كرده است .
و درباره جسم او ، كه همان نفس امّاره است ، مى فرمايد :
( انّ النّفس لامّاره بالسّوء الّا ما رحم ربّى . ) 33
همانا نفس ، آدمى را به بدى فرمان مىدهد ، مگر پروردگار من ، ببخشايد .
پس آدمى از نظر روح ، درنهايت والايى و از نظر جسم ، در غايت پستى و سقوط است ، چنان كه خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد :
( لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم ثمّ رددناه اسفل سافلين ) 34
به تحقيق ، ما آدمى را در نيكوترين اعتدال بيافريديم ، آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم .
پس بر پايهء قاعده سنخيّت سنخيّت علّت پيوستن است همهء فضايل از روح و همه رذايل از جسم است .
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤٨