( و ابتغ فيما اتاك الله الدّار الاخره و لا تنس نصيبك من الدّنيا و احسن كما احسن الله اليك و لا تبغ الفساد في الارض انّ الله لا يحبّ المفسدين . ) 242
در آنچه خدايت ارزانى داشته ، سراى آخرت را بجوى و بهرهء خويش را از دنيا فراموش مكن و همچنان كه خدا به تو نيكى كرده ، تو نيز به ديگران نيكى كن و در زمين از پى فساد مرو كه خدا فساد كنندگان را دوست ندارد .
و او در پاسخ گفت :
( انّما اوتيته علي علم عندي . ) 243
آنچه به من داده شده درخور دانش من بوده است .
او آنقدر زيادى روى كرد و سرمست بود و نسبت به قومش به تجاوز پرداخت كه روايت شده كه او خواست به موسى ( ع ) دروغ ببندد و چنين هم كرد . ليكن رسوا شد و نفاق او پس از ايمانش بوده است و خداوند هم او را نابود كرد و درباره او فرمود :
( فخسفنا به وبداره الارض فما كان له من فئه ينصرونه من دون الله . )
ما و او و خانه اش را به زمين فرو برديم و او گروهى نيافت كه در برابر خدا ، ياريش رسانند .
مى بينيد كه دوست داشتن ثروت ، چگونه موجب بدبختى و روى بر تافتن از حق مى گردد تا جايى كه به شخصيتّى همچون موسى ( ع ) با وجود آن همه معجزات شگفت انگيز ، نسبت زنا مىدهد .
آيا ممكن است نسبت به كسى كه عصاى او مار مىشود و ساحران فرعون چنان در مقابل او به سجده افتادند ، و كسى كه از دريا عبور كرد و با زدن عصا ، دريا در پيش روى او شكافته گرديد و كسى كه زير چنان ابرى قرار گرفت و منّ و سلوى براى قوم خود از آسمان آورد ، باز هم بر او شوريد و به او نسبت زنا دادند ؟
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 286
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٨٦