اگر براى علم اخلاق و تهذيب و تزكيه نفس و يافتن اخلاق الهى و عمل به اخلاقيات ، نبود مگر همين فايده ، خود كافى خواهد بود كه ما به تهذيب و تخلّق به فضايل و عمل بدان و دورى از پليديهاى اخلاقى پايبند باشيم .
فايده سوم : تكيه علم سودمند بر فضايل
علم بر پايه عقل و شرع ، از هدفى شريف برخوردار است . چنان كه خداوند مى فرمايد : ( هل يستوي الّذين يعلمون و الّذين لا يعلمون انّما يتذّكر اولوا الالباب . ) 169
آيا آنهايى كه مى دانند با آنهايى كه نمى دانند برابرند ؟ تنها خردمندان پند مى پذيرند .
( هل يستوي الاعمي و البصير ام هل تستوي الظّلمات و النور . ) 170
آيا نابينا و بينا برابرند ؟ يا تاريكى و روشنى يكسانند ؟
( أفمن يهدي الي الحقّاحقّ ان يتّبع امّن لا يهدّي الّا ان يهدي فما لكم كيف تحكمون . ) 171
آيا آنكه به حق راه مى نمايد به متابعت سزاوارتر است يا آنكه به حق راه نمى نمايد و خود نيز نيازمند هدايت است ؟ شما را چه مىشود ؟ چگونه حكم مى كنيد ؟
اسلام بر پايه عقل ، مقام عالم و علما را اين چنين بالا برده است :
الف ) علم را علت غايى تكوين و تشريع تلقى كرده است . خداوند مى فرمايد :
( اللّه الذّي خلق سبع سماواتٍ و من الارض مثلهنّ يتنزّل الامر بينهنّ لتعلموا اللّه علي كل شيءٍ قدير و انّ اللّه قد احاط بكلّ شيءٍ علماً . ) 172
خداست آن كه هفت آسمان و همانند آنها ، زمين بيافريد . فرمان او ميان آسمانها و زمين جارى است تا بدانيد كه خدا بر هر چيز قادر است و با