است . البته ، « رجاء » در مؤمن ، بايد با عمل صالح همراه باشد و كسى نمى تواند به چيزى اميدوار باشد ولى بر عملى كه با آن پيوسته و همبسته است شتاب نكند .
چنان كه « خواجه عبدالله انصارى » در « منازل السائرين » فرمايد :
« كُلُّ مَن رَجاء عرف رَجاءَهُ فى عَمَله »
هر كه صاحب رجاء باشد ، رجاى او از عمل صالحش شناخته مىشود .
سالك الى الله در سير خود ، گاهى به قدم « رجاء » از ياس و وسوسه شيطان مى رهد و گاه ديگر با قدم « خوف » از سراب دروغين « وصول » و نيرنگهاى شيطانى مى گذرد .
علّت « خوف » انسان نفس امّاره است و دليل « رجاء » رحمت بى كران پروردگار . مؤمن بيم دارد از اينكه مبادا تكليف و مسئوليتهاى سنگينى را كه بر دوش دارد نتواند به سر منزل برساند ، از اين رو همواره عمل خود را اندك و ناقص مىداند و شايسته ارائه به بارگاه حق تعالى نمى يابد . ولى اميدوار است كه پروردگار با لطف بى مثالش عمل اندك و ناقص او را بپذيرد . مردان خدا در اين حالت از خود بيمناك و به خداوند اميدوارند .
دارم اميد عاطفتى از جناب دوست * ردم جنايتى و اميدم به عفو اوست « 1 »
هامش
( 1 ) - ديوان حافظ