را مىگيرند و بد را رها مىكنند .
- اقتباس و تقليد
به اين كار مىگويند اقتباس ، كه معناى آن پذيرفتن چيزى با دليل و برهان و رد كردن چيزى با دليل و برهان است . پذيرفتن مطلبى ، غير از اين راه ، دو گونه است : اوّل تقليد است كه معناى آن پذيرفتن چيزى است از كسى با توجّه امّا بدون دليل و برهان . كه اين تقليد در همه چيز غلط است جز درجائى كه فكر انسان كشش نداشته باشد ؛ و انسان نتواند آن چيز را از راه دليل و برهان به دست آورد . نظير تقليد از مرجع تقليد . براى اينكه همه نمىتوانند همه احكام فقه را با دليل و برهان به دست بياورند . به همين دليل تقليد براى مجتهد حرام است . امّا در عرفيّات ، در آنجاهائى كه فكر انسان كشش دارد و مىتواند خوب و بد را تميز بدهد ، تقليد غلط است و قرآن اين كار را مذمّت مىكند . مىفرمايد : به اين آدمهاى خرافى بُتپرست مىگويند بت را نپرستيد . مىگويند :
( انّا وَجَدْنا اباءَنا عَليامَّة وَ انّا عَلياثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ) « 1 » يعنى پدران ما اين كار را مىكردند و ما هم به روش آنها كار مىكنيم . يعنى تقليد از پدر و مادرهاى بتپرست مىكنيم .
هامش
( 1 ) . سوره ى زخرف ، آيه ى 23 .