يعنى هر چه كه مىآيد ، هر چه الآن هست ، هر چه گذشته است ، اينها مقرّر پروردگار عالم است . قرآن مىفرمايد ما اينها را تقدير كرديم ، به تو گفتيم تا اگر چيزى از دست تو گرفته شد ، غصّه نخورى ، اگر چيزى به تو داده شد خيلى خوشحال نشوى . خوشحالى زياد انسان را بدبخت مىكند غم و غصّه زياد هم انسان را بدبخت مىكند . به عبارت ديگر ، اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : زهد اين است كه انسان دلبستگى به چيزى يا به كسى نداشته باشد جز خدا .
يك كارى بكنيد كه دل شما مال خدا باشد . يك كارى بكنيد كه دلبستگى به چيزى يا به كسى پيدا نكنيد . اگر دلبستگى به چيزى پيدا كردى ، از بين رفتن آن غم و غصّه براى تو مىآورد .
كسى را گريان ديدند . به او گفتند چرا گريه مىكنى ؟ گفت : معشوقهام مرده است . گفتند : خوب است عشق به كسى پيدا كنى كه اصلًا نمىميرد و آن خداست .
پس قسم دوّم از تخيّل كه كمتر از وسوسه فكرى و عملى نيست ، رؤيائى فكر كردن و آمال و آرزوى بى جا بر دل انسان حكمفرما شدن است .
3 - خرافات
قسم سوم از تخيّلهاى فردى ، خرافات است . معناى خرافات اين است كه چيزى را عقل يا شرع امضاء نكند . آدمهاى خرافى هم فراوان