تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
چنين حقيقتى در انسان هست . مىگويند ليلى آش‌نذرى پخته بود . همه مىرفتند از او آش مىگرفتند . مجنون هم ظرفش را داد به يكى از دوستانش و گفت مىروى آن‌جا براى من آش بگير . وقتى كه ظرف مجنون را دادند به ليلى و گفتند مال مجنون است كاسه را به زمين زد و شكست . خبر آوردند كه ظرف را شكست يك شعر خواند .
اگر با د يگرانش بود ميلى * چرا ظرف مرا بشكست ليلى
مجنون گفت همين كه ظرف مرا شكست بر اين است كه تمايل به من دارد و الا چرا ظرف ديگرى را نمىشكند ؟ يعنى زيربار نمىرود كه ليلى بد كرده است بلكه اين عملش را هم توجيه مىكند . خانم به شوهرش محبت دارد اگر كسى بدى شوهرش را بگويد دفاع مىكند و نمىتواند بدى او را بشنود . همين خانم بدى همسايه را مىبيند حتى بدى برادرش ، بدى خويشانش ، اما وقتى رسيد به شوهرش اصلًا بد از او نمىبيند تا ناراحت شود . من بسيارى از خانم‌ها را سراغ دارم كه وقتى شوهرانشان به آن‌ها تندى مىكنند شكر خدا مىكنند و مىگويند اين تندى شوهر به من دليل اين است كه به من محبت دارد و الا چرا با خواهرش يا زن‌هاى ديگر تندى نمىكند . پس معلوم است كه مرا دوست دارد و مىخواهد مرا بسازد . يكى از چيزهائى كه همه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است حرف براى محيت و از بين بردن آن فوق‌العاده تأثير دارد . حرف