عقربى مىشود و تو را نيش مىزند . « 1 » اين ننگ است كه يك گلى داشته باشد و آن گل ميوهاش يك زبانتيغدارى باشد و اسم آنرا زبانمادر شوهر گذارده باشيد . ننگ است ، ننگ است اينكه مادر عروس كه بايد به دامادش بيشتر از پسرش محبت كند از عقرب هم بدتر به او نيش بزند . براى چه ؟ براى دنيا . زشت است براى داماد كه با مادر زن كه به جاى مادر اوست و مثل مادر بايد به ائ محيت كند و با پدرزن كه به جاى پدر اوست و مثل پدر بايد به او محبت كند اما با يك عصابنيت و دشمنى با آنها برخورد كند كه هيچ دشمنى با دشمن آدمكش خود چنين برخورد نداشته باشد براى چه ؟ جهازيه كم بوده . اى واى بر اين آدم با اين فكرش . داماد با مادرزنش بد شود با پدرزنش بد شود براى اينكه جهازيه كم بوده . ننگ نيست يك عروس كه بايد به مادرشوهر مثل مادرش محبت كند كه اينپسر را بزرگش كرده و به دست او داده است دشمنى كند ؟ عروس بايد به پدرشوهر مثل پدر خود محبت كند . براى اينكه زحمتها كشيده تا اين پسر را بزرگ كرده است و به دست تو خانم داده است . حالا بعض اوقات يك زخمزبانها به او مىزند كه هيچ عقربى اينطور نيش نمىزندد و چشم ديدنش را ندارد .
مثال مىزنند هوا سرد بود يك شترى آمد همان اول سرش را در
هامش
( 1 ) 1 . رجوع كنيد به جلسهء . ( زخمزبان ) صفحهء 208 .