وا مىگذارد تا زندگى مستقل را شروع كنند . حتى در بعضى پرندگان چند روزى چند ماهى دانه براى بچه مىآورند . در منقارش مىريزند وقتى مىبينند مىتواند پرواز كند پروازش مىدهند ولو در بعضى اوقات به مين هم بيفتد اما پرواز را به او تعليم مىدهند و وقتى توانست پرواز كند او را به آشيانهء خود را ه نمىدهند . شما ببينيد يك گوسفند وقتى كه بچهاش به دنيا مىآيد يك علاقهء خاصى به او دارد علاوه بر اينكه به او شير مىدهد محبت هم مىكند يك ماه دو ماه نمىگذارد كه آن گوسفند علفخوار مىشود مىتواند خود را اداره كند بين مادر و فرزند يك بيگانگى پيدا مىشود . در همهءحيوانات اين حقيقت وجود دارد . در ما هم وجود دارد جز اينكه ما از آن استفاده نمىكنيم ما بايد دختر را بزرگ كنيم و تا آن اندازه كه مىشود از نظر مادى ، نياز معنوى ، نياز عاطفى به او برسيم و بالاخره تربيتش كنيم به يك تربيت صحيح اسلامى وقتى كه موقع ازدواجش شد ازدواجش بدهيم . وقتى به خانهءشوهر رفت زندگى مستقل را شروع كند ، ديگر پدر و مادر دخالت در كار اين دختر نكنند ؛ ديگر مادر دلسوزىهاى بىجا براى اين دختر نداشته باشد . حتى اگر يك نزاعى بين زن و شوهر پيدا شد اين مادر طرفدارى از داماد كند نه طفدارى از دخترش ولو تقصير داماد باشد . پدر طرفدارى از داماد كند نه دخترش . يكى از طرفدارىهايى كه بسيار ضرر دارد اينجاست كه نگذارد دخترش مستقل زندگى كند ؛ متقل فكر كند و حرف ياد دخترش بدهد
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٢٦