مدتى كوتاه نابود مىشود اما يك وقتى زخم زبان نظير شمشير است زخمش عميق است اين عقربى مىشود كه تا روز قيامت او را اذيت مىكند و در جهنم هم او را مىگزد و گزيدن او از آتش جهنم هم بدتر است .
يكى از علماى بزرگ را در خواب ديدن از حال او سؤال كردند گفت الحمدالله وضعم خوب است باغى دارم ، حورالعينى دارم ، قصرى دارم ، رفت و آمدى دارم ، ملائكه با من رفت و آمد دارند و خادم من هستند وضعم خيلى خوب است اما صبح به صبح يك عقرب مىآيد و يك نيش به پايم مىزند و بايد با درد آن تا فردا كه دومرتبه مىآيد بنالم سؤال كردم مگر چه كردى ؟ گفت يك زخم زبان زدم و فراموش كردم توبه كنم ، ساده گرفتم ، توبه نكردم ين عقرب را نكشتم .
با آب توبه همه چيز را مىشود شست و از بين برد . هر بىبركتى در خانه را مىشود از بين برد اما بدا به حال آن كس كه توهين كند و بگويد دلم حال آمد مىگفت تا يكى دو حرف سنگين به زنم نگويم نمىتوام بنشينم . مىدانى يعنى چه ؟ يعنى دو تا عقرب براى خودم نسازم و در شب اول قبر تا محشر به جان خود نياندازم نمىتوانم بنشينم . زن مثل شمشير زخم زبان مىزند بعد هم مىگويد دلم حال آمد ، نه خانم ! دلت حال نيامد نمىدانى چه مارى براى خود تهيه كردى ! اين مار را آن كسانى كه چشم بصيرت داشته
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٢١