غرائز است كه توجه و اراده روى آن كار مىكند ؛ به اين فطرت مىگويند . فطرت همان غريزه است با اين فرق كه غريزه بهطور ناخودآگاه ، بدون توجه ، بدون اراده كار مىكند و معلومات دارد ولى فطرت مىيابد اما با علم مىيابد اما با توجه .
فطرت خداجوئى
از جمله فطرياتى كه انسان دارد و زياد هم هست فطرت خدايابى و خداجوئى انسان است . انسان ذاتاً خداياب و خداجوست . اگر راستى پردهها عقب برود ، اگر راستى صفات رذيله در انسان نباشد يا فروكش كند ، نظير آدم تشنه كه در مىيابد تشنگى را ، آن انسان در مىيابد خدا را . اين قضيهى تعليم و تعلم نيست ، قضيهى وجدان است ، قضيهى يافتن است .
براى همهى شما بن بستهايى پيش آمده است يعنى انسان بعضى اوقات مى رسد به جايى كه دستش از همهجا بريده مىشود و ديگر هيچ پناهى به حسب ظاهر ندارد . همان وقت نظير آدم تشنه در مىيابد خدا را .
قرآن شريف در بيش از ده آيه در اين باره تأكيد دارد و مىفرمايد :
« فإذا ركبوا فيالفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم اليالبر اذا هم يشركون » « 1 »
هامش
( 1 ) ) سورهعنكبوت آيه 65 ترجمه : ( اين مردم مشرك و نادان ) چون به كشتى نشستند در آن حال تنها خدا را به اخلاص كامل مىخوانند . و چون از خطر دريا به ساحل نجات رسيدند باز ( بخ خداى يكتا ) شرك مىورزند . 1