بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
گفتار پيشين در اين باره بود كه انسان مى خواهد مانعى بر سر راه او نباشد و به عبارت ديگر از نظر قرآن دلش مى خواهد آنچه را كه بدان متمايل است انجام دهد و معلوم است اين امر نه به صلاح خودش و نه به صلاح جامعه است . سخن در اين است كه چه عاملى مىتواند جلوگير انسان باشد و انسان را در چارچوب شرع و عقل و وجدان اخلاقى حركت بدهد .
اين بحث ، مقدّماتى لازم دارد . مقدّمه اول را در جلسه قبل به طور خلاصه تشريح نمودم . در طى آن مباحث روشن شد كه ديدگاههاى غربى و شرقى ارزش و مقام انسان را پايين آورده ، در حالى كه اسلام براى انسان قدر و منزلت فراوانى قائل بوده و به شخصيت انسان ارج و احترام زيادى نهاده است . از نظر اسلام ، اين وجود مىتواند حركت كرده و بالا رود و به جايى برسد كه بجز خدا نداند يا بجز خدا خدا نبيند انسان مىتواند بندهايى را كه او را به طبيعت وابسته ساخته ، بگسلد و به مقامى نائل شود كه از ملائكه برتر باشد . آدمى در همين دنيا مىتواند
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٢