بشر ، از زمان حضرت آدم تا كنون و تا روز قيامت تنها بخاطر آن است كه انسان خود را نشناخت . چون خود را نشناخت به اين نكتب گرفتار شد . قرآن در ادامه آيه ى عرضه امانت در مورد انسان مى فرمايد :
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهولًا .
« 1 » يعنى اين انسان نسبت به خودش بسيار ستمگر و بسيار نادان است .
انسان خود را نمى شناسد و به خويشتن ستم مى ورزد . انسان ظالم است چرا كه جاى او بايد عند اللّه باشد حال آنكه همچون كرم ابريشم بدور خودش مى تند ، بلكه از نظر عرفا و آنان كه چشم بصيرت دارند ، وقتى انسان در دنياى حرام زندگى مىكند مانند كرمى است كه در كثافات بسر مى برد .
انسانى كه قرآن خطاب به او مى گويد : يا أَيَّتُهَا النّفسُ المُطمَئِنَّه . ( اى موجود به مقصود رسيده ، بيا ، به نزد من بيا ، بهشت براى تو كم است ) ، چنين انسانى مىتواند بقدرى خود را پست كند كه مانند كرم ابريشم در اين دنيا بسر برد تا بميرد . وقتى كه مرد و به جهنّم فرو افتاد و فرياد و ناله اش بلند شد ، خطاب به او مىشود كه :
إِخسَئُوا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ « 2 » يعنى دور شويد و حرف نزنيد .
به اين ترتيب آيا بشر بواقع ظلوم و جهول نيست ؟ انسانى كه از ديدگاه قرآن ، جايگاهش عند اللّه است و لذّتش نظر كردن به ذات ربوبى است ، وقتى اين انسان خود را به اندازه اى پست و فرومايه
هامش
( 1 ) 4 . سوره احزاب ، آيه 72 .
( 2 ) 1 . سوره مومنون ، آيه 108 .