اين بحرانها ، مواقع استثنايى و جز و مدها را قرآن شريف امتحان مى نامد .
در قرآن شريف دو قسم امتحان است . گاهى در يك معنا آن ر استعمال كرده و مراد اين است كه انسان در اين دنيا امتحان مىشود . براى اينكه به خودش بفهماند چه كاره است . براى اينكه روز قيامت نگويد من آدم خوبى هستم .
ليميز الله الخبيث من الطيب و يجعل الخبيث بغضه على بغض
« 1 » تا آنكه خدا پليد را از پاكيزه جدا سازد و پليدان را بعضى با بعضى ديگر در آميزد .
يعنى بحرانها و امتحانها پيش مى آيد تا پروردگار عالم به انسان بنماياند كه چند مرده حلّاج است .
در ابتداى سوره عنكبوت امتحان را اين گونه مى فرمايد :
احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين . ايا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما به خداى يگانه ايمان آورده ايم ، رهاشان كنند و بر اين دعوى هيچ امتحانشان نكنند ؟ و ما اممى كه پيش از اينان بودند به امتحان در آورديم تا خدا دروغگويانرا از راستگويان جدا سازد .
انسان تصور نكند كه به حال خودش وا گذاشته مىشود . خير حتماً امتحان مىشود و امتحانش براى اين است كه پروردگار عالم به او بفهماند چه كاره است . براى اين است كه صادق را از كاذب و
هامش
( 1 ) 1 . سوره انفال ، آيه 37 .