در طوفانها علمش را زير پا گذاشت . يعنى علم نتوانست غريزه او را مهار كند .
فانسلخ منها فاتبعه الشيطان فكان من الغاوين
« 1 » او تابع غريزه شد شيطان مهارش نمود ، پس از گراهان عالم گرديد .
ولو شنا لرفعناه بها و ولكنه اخلد الى الارض و اتبع هويه .
« 2 » او خود را نساخته بود ولذا غريزه اش طوفانى شده و پيروى هواى نفس كرد و مخلّد در زمين ماند .
فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث . « 3 » و چنين انسانى مانند سگ هار و درنده اى است كه ديگران از او در امان نيستند و چه او را تعقيب كنى يا به حال خود واگذارى ، از گزند او در امان نيستى .
خلاصه كلام
خلاصه كلام اى است كه تحصيل علم ، واجب و برهمه لازم است . بدا به حال آن كسى كه د رميان حوزه علميه قم بوده اما مسائل دينى را بلد نباشد .
نبوت و امامت هر دو فرموده اند : لا ينظروا الله يوم القيمه . علم خوب است اما براى بحث ما مفيد نيست . براى جلوگيرى از غرائز در هنگام طوفانى شدن مفيد نيست كه آن نيازمند نيروى ديگرى است . ايمان كاشف الغطايى مى خواهد . از همه و مخصوصاً از جوانهاى
هامش
( 1 ) 2 . سوره اعراف ، آيه 175 .
( 2 ) 3 . 2 و 3 . سوره اعراف ، آيه 176 .
( 3 )