جلسه هفتم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
رفع يك اشكال مهم :
از بحث گذشته جمله مهمى باقى مانده است كه در بحثهاى آينده ما دخالت دارد و آن : « انا جعلنا في اعناقهم » است . ظاهر آيه شريفه اين است كه ما اين كار را انجام داديم ، ما بر گردن اينها غل نهاديم « وجعلنا من بين ايديهم سدا » ما قرار داديم براى اينها سد و مانع را .
در اينجا ممكن است سؤال شود كه آيا تكبر ، خودخواهى ، خودمحورى ، لجاجت و بالاخره اين صفات رذيله از خود انسان است يا از خداوند ؟
بايد گفت اين خود انسان است كه خويش را به غل مىكشد ، يعنى روح خويش را به غل جامعه مغلول مىكند ، و صفت رذيله آن طور او را احاطه مىكند كه ديگر نمىگذارد تفكر كند و حركتى بنمايد . پس چرا نسبت فعل به خدا داده شده و به خود آن شخص حسود ، متكبر ، و لجوج داده نشده است ؟ جوابش اين است كه ما از قرآن شريف استفاده مىكنيم ، وقتى اسنان خودسازى مىكند تا مهذب شود ، كار خداوند است . زمينه را ما فراهم مىكنيم اما خداوند است كه ما را مىسازد . لذا در آيه شريفه مىخوانيم :
« وَ لَولا فَضْلُ الله عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ مازَكي مِنْكُمْ مِنْ احَدٍ ابَداً وَ لكِنَّ الله يُزَكّي مَنْ يَشاءُ وَ الله سَميعٌ عَليمٌ »
« 1 » اگر دست عنايت خداوند نباشد و اگر فضل و رحمت خداوند نباشد ، هيچكس
هامش
( 1 ) - سوره نور آيه 21 . و اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود احدى از شما پاك و پاكيزه نمىشد ، ليكن خدا هر كه را بخواهد منزه و پاك مى " رداند كه خدا شنوا و داناست .