وقتى مثلًا ده آيه نازل مىشد ، پيامبر مىفرمودند اين ده آيه را در سورهء « بقره » بگذاريد . وقتى كه سورهء نساء نازل مى شد مىفرمودند آن را بعد از سوره آلعمران قرار دهيد .
بدينگونه قرآن در طى بيست و سه سال جمع شد بدون اينكه يك آيه از آن كم شود . يا يك كلمه بر آن افزوده گردد . در صورتى كه كتابهايى كه ما مىنويسيم در موقع تصحيح ، بسيارى از جملاتش را كم و زياد مىكنيم و مطالبش را هماهنگ مىنمائيم باز هم تناقض در آن پيدا مىشود . ولى با اينكه از نظر ما بديهى و مسلم است كه قرآن هيچ تغييرى نكرده است ، در عين حال اگر از اول تا آخر قرآن را توجه كنيم در آن يك تناقض هم وجود ندارد . اگر هم تناقضى در آن ببينيم ناشى از جهل ماست و اگر دقت كنيم در مىيابيم ، همينها كه به نظر ما تناقض آمده ، خود يك نكته شگفتانگيز است .
كسى خدمت امام صادق ( ع ) آمد و گفت « 1 » : يابنرسولالله ( ص ) ، من در قرآن ماندهام .
فرمودند : در كجاى قرآن ماندهاى ؟
گفت : در آنجا كه مىگويد :
« اللهُ يَتَوَفيَّ الانفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها »
« 2 » ولى در جايى ديگر مىفرمايد : «
قُلْ يَتَوفيّكُمْ مَلَكُ المَوْتِ الَّذي وُ كِّلَ بِكُمْ »
« 3 » يك جا هم مىفرمايد : «
وَ لَوْ تَري اذْ يَتَوَفي الَّذينَ كَفَرُوا المَلئِكَةُ يَضّرِبُونَ »
« 4 » يك جا مىگويد « خدا قبض روح مىكند » يك جا مىفرمايد : « ملك الموت قبض روح مىكند » و در جاى ديگر مىخوانيم كه « ملائكه قبض روح مىكنند » و اين تناقض است !
اتفاقاً اين هم يكى از شاهكارهاى مهم قرآن است كه يك مطلب فلسفى را اين گونه
هامش
( 1 ) - بحارالانوار علامه مجلسى ره ، ج 6 ، ص 144 ، و نيز از حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) هم در بحارالانوار ج 6 ، ص 140 نقل شده است .
( 2 ) - سوره زمر آيه 42 : « خداست آن كه وقت مرگ جان ( خلائق ) را مىگيرد و نيز آنكسى را هنوز وقت مرگش نرسيده در خواب روحش را قبض مىكند »
( 3 ) - سوره سجده آيه 11 « اى رسول ما بگو فرشته مرگ كه مأمور قبض روح شماست شما را قبض روح مىكند »
( 4 ) - سوره انفال آيه 50 : « و اگر ببينى كافران را هنگامى كه فرشتگان جان آنها را مىگيرند و . . . »