بگوئيم ؟ !
مىدانيد معناى اين جمله چيست ؟ يعنى چه شايعهاى پخش كنيم ، كه بگيرد ؟ گاهى اوقات يك شايعه را كه پخش مىكنند ، نمىگيرد ، ولى گاهى شايعهسازان مىدانند چه شايعهاى بسازند كه بگيرد و جلب توجه كند . لذا وليد گفت : چه شايعهاى را درست كنيم كه جلب توجه كند ؟ مىتوانيم بگوئيم كه او مجنون است ؟
همه گفتند : « اللهم لا » هرگز چطور مىشود گفت او مجنون است با اينكه چهل سال در بين ما زندگى كرده و همه از عملش استفاده بردهاند ؟ !
گفت : مىشود بگوييم كاهن و جادوگر است ؟
گفتند : « اللهم لا » اين هم نمىچسبد . بايد شايعهاى درست كنيم تا از حلقوم ديگران پخش شود .
- مىتوانيم بگوئيم شاعر است ؟
- « اللهم له » براى اينكه در مدت اين چهل سال كسى از او شعرى نشنيده است .
- آيا مىشود گفت كذاب است ؟
- « اللهم لا » او چهل سال با صداقت و امانت در بين ما زندگى كرده است و كسى باور نمىكند .
پس از مدتى گفتگو ، سرانجام خود اين شيطانها از شيطان بزرگ يعنى وليد كمك خواستند و گفتند فكر كن ببينيم كه چه شايعهاى جالب است ؟
قرآن مىفرمايد : هى فكر كرد . اى مرگ بر تو با اين فكر كردنت .
بالاخره سرش را بلند كرد و گفت : مىگوئيم او ساحر است ! زيرا ساحر است كه بين زن و شوهر ، بين پدر و پسر ، و بين دو دوست را جدايى مىاندازد . اين پيامبر هم كه مىبينيد ، بين پدر و پسر بين زن و شوهر و بين دوست را جدايى انداخته است .
گاهى زن مسلمان شده ، شوهر نشده و يك جا پسر مسلمان شده ، پدر نشده و بينشان جدايى افتاده است . پس مىتوانيم اين شايعه را در بين مردم پخش كنيم « 1 » .
اتفاقاً اين شايعه گرفت ، حتى در تاريخ هم مىنويسند كه اين شايعه افراد را جلب كرد و هنگامى كه به پيامبر ( ص ) مىرسيدند به وى مىگفتند : أنت ساحر .
هامش
( 1 ) - اين جريان از ابنعباس نقل شده در كتاب بحارالانوار علامه مجلسى ج 18 ، ص 198 .