به شخصى كه در برابرمان نشسته است علم داريم . اما ، « علم بالعرض » نه « علم ذات » . يعنى ، بهآنچه در ذهن ما از خارج منعكس شده است علم داريم .
اما وقتى احساس تشنگى مىكنيم . اين احساس نوعى يافتن است .
قرآن شريف در مورد مبدا مى فرمايد :
فاذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم الى البر ادا هم يشركون . « 1 »
مردم مشرك و نادان چون به كشتى نشينند ( و به دست امواج خطر افتند ) در آن حال خدا را با اخلاص كامل فرا مىخوانند . و چون از خطر دريا به ساحل نجات رسيدند باز به خداى يكتا شرك مىورزند .
آنگاه كه انسان خود را اسير درياى طوفانى بيابد ، امواج خروشان و متلاطم دريا را ببيند كه هر آن او را به كام خود فرو مىكشد ، و بنگرد كه چگونه اسباب او را فرو مىگذارد ، در آن حال فرياد و توسلش به سوى خداوند بلند مىشود و فطرتاً مىيابد كه تنها خداوند تعالى است كه منجى او تواند بود . ايمان به مبدا در چنين حالتى همچون يافتن احساس تشنگى فطريست . ولى ، چون از خشم دريا مىرسد ، دوباره فطرت خود را به دست فراموشى مىسپارد و مشرك
هامش
( 1 ) . سورهء عنكبوت ، آيه 65 .