لو لا اجل الذي كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم في اجسادهم طرفه عين شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب . « 1 »
اگر خداوند اجل و مدتى در دنيا براى ايشان ( متقين ) تعيين نمى فرمود از شوق و ثواب و بيم عذاب حتى يك چشم بر هم زدنى نيز جانى در بدنشان قرار نمى گرفت .
ب :
دلبستگى به دنيا
ترس از مرگ گاهى به خاطر دلبستگى و تعقل به دنيا است ، انسان كه عمر خود را صرف تيمار بدن كرده باشد هنگام مرگ و انتقال روح به عالم جديد بسيار بيمناك است . زيرا ، او در لجن زار طبيعت غوطه ور بوده است و با عالم جديدى كه بدانجا منتقل مىشود هيچ آشنائى ندارد . وى دنيا را منزل حقيقى خود پنداشته و به آن خو گرفته و دلبستگى شديدى پيدا كرده است ، از اين رو ، هنگام احتضار و قالب تهى كردن حتال بسيار بدى به او دست خواهد داد . زبان حالش را قرآن چنين بيان فرموده است :
لو شئنا لرفعناه بها و لكنه اخلد الى الارض و اتبع هو يه فمثله كمثل الكب . . . « 2 »
اگر ما به مشيت نافذ خود مى خواستيم به آن آيات او را رفعت مقام
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه فيض ، صفحه 612 .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيه 176 .