مىشود ؟ !
پاسخ روشن است : چون به روز قيامت يقين نياورده ايم . يقين و علم دو چيز است . علم ، دانستن است ولى يقين ؛ اطمينان قلبى پيدا كردن به چيزى است .
تقسيمات علم
الف : علومى كه به عقل مربوط است . مثل تفكرات عقلى و ارائه براهين و استدلالاتى است كه در ضمن بحث براى اثبات معاد از آنها مدد مىگيريم . علم به معاد و استدلالات عقلى براى اثبات معاد اگر چه لازم است ولى در حركت انسان به سوى خدا كاربرد چندانى ندارد و علم به تنهائى هرگز كنترل كننده انسان نيست .
ب : علومى كه به دل مربوطند و به آنها معرفت نيز گفته مىشود . اين قسم بر خلاف دسته اول به واسطه تعلم به دست نمىآيد ، بلكه ذوقى و معنوى است و وسيله دست يافتن بدان تنها عمل است . اين علم از اشراقات انوار التهيه است و آن را « يقين » خوانند . پس يقين به قلب مشاهده كردن است نه به چشم .
يقين در كلام امام زين العابدين ( ع )
در دعاى ابوحمزه ثمالى مىخوانيم :
اللهم اني اسئلك ايمانا تباشر به قلبي و يقينا صادقا حتى اعلم