يعنى ، نقص ، فسادف اختلاف ، تضاد ، مرگ و . . . درموطن كثرت و عالم اضداد ، يعنى دنيا ، است و در عالم روحانى و جهان بىرنگى ، فساد و تضاد و مرگ و نقص نيست . آنجا بقاست ، نور است و تجلى وحدت حق تعالى « 1 » .
سلام پروردگار
در سورهءع مبارك يس لذت معنوى را چنين بيان مىفرمايد :
ان اصحاب الجنه اليوم في شغل فاكهون هم و ازواجهم في ظلال على الارئك متكئون لهم فيها فاكهه و لهم ما يدعون سلام قولا من رب رحيم . « 2 »
اهل بهشت در آن روز خوشند و به وجد و نشاط مشغول هستن ، آنان با زنانشان در سايهء درختان بهشتى بر تختها تكيه كردهاند و براى آنها ميوههاى گوناگون از هرنوعى كه مىخواهند آماده است . فرشتگان رحمت بر آنان از خداى مهربان سلام رسانند .
دسترسى و آماده بودن هر نوع ميوهاى كه اراده كنند و تكيه زدن بر تختها لذات جسمانى است ، اما بالاتر از آن لذت روح است ، يعنى سلام رساندن خداى مهربان به آنها .
اين درود را ملائك رحمت الهى از مقام قدس ربوبى براى
هامش
( 1 ) . چون خلق و خوى و گوهر جان آدمى از عالم رب است ، فطرتاً خواهان وحدت و رجوع به عالم روحانى و بهشت است . اما دنيا ، كه محل تضاد و تفاسد و تخالف است ، بدورنگ زده و پايبند او شده است و بال و پر او را شكسته و از پرواز بسوى موطن اصلاش بازداشته است .
( 2 ) . سورهء يس ، آيات 55 - 58 .