پرداختن به اين قبيل امور شعارى ، از محبّت و مودّتى كه نسبت به چهارده معصوم ( عليهم السلام ) دارند سرچشمه مىگيرد .
نكتهاى كه سالك بايد توجّه ويژه به آن داشته باشد ، اين است كه اين مرتبه از تمسّك به عترت ( عليهم السلام ) ، با وجود ضرورتى كه براى آن احساس مىشود ، كافى نيست و نيل به مراتب بعدى نيز براى اهل معرفت لازم و ضرورى است .
مرتبهء دوّم ؛ اطاعت
مرتبهء دوّم تمسّك به عترت ( عليهم السلام ) ، اطاعت از دستورات آن بزرگواران است . چنان كه قرآن كريم مىفرمايد :
( ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِيالْأَمْرِ مِنْكُم ) « 1 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و از فرستاده او و صاحبان امرتان ( كه جانشينان معصوم پيامبرند ) اطاعت نماييد .
مقصود قرآن كريم از اين آيهء شريفه ، امر بندگان به اطاعت از ائمهء اطهار ( عليهم السلام ) ، بعد از اطاعت خداوند و رسول گرامى او است . سالك بايد در انجام واجبات و مستحبات و اجتناب از افعال حرام و مكروه ، تبعيّت محض وكامل از ائمهء هدى ( عليهم السلام ) داشته باشد . اهلبيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) در چند هزار روايت ، برنامهء زندگى مسلمانان را تعيين فرمودهاند و مسير صحيح را به آنان نشان دادهاند . بنابراين اطاعت از دستورات اهلبيت ( عليهم السلام ) واجب است و رستگارى دنيا و آخرت را به همراه خواهد داشت .
در زمان حضور و حيات ائمهء طاهرين ( عليهم السلام ) ، شيعيان به صورت مستقيم يا توسّط وكلاى منصوب از سوى امام هر زمانى ، از امر امام خود ، مطّلع مىشدند و به آن عمل مىنمودند . در زمان غيبت صغراى حضرت ولىّ عصر « ارواحنافداه » نيز ، نوّاب آن حضرت مشخّص بودند و امر امام « اروحنافداه » را به مردم منتقل مىكردند . در اواخر غيبت صغرى
هامش
( 1 ) . النّساء / 59