مادّى و دنيوى را از دل خود بزدايد و دل را براى پذيرش صاحب اصلى آن ، صيقلى نمايد .
علماى علم اخلاق قانونى دارند به نام قانون مراقبه و همهء اساتيد بزرگوار اخلاق در دستور اوّل ، در همان صفحهء اوّل درس ، اين قانون را به جويندگان راه خدا تعليم مىدهند . « 1 »
قانون مراقبه مراتبى دارد كه در منازل مختلف سير و سلوك از آن مراتب ، استفادههاى فراوانى مىشود . كمترين مرتبهء قانون مراقبه ، انسان را موظّف مىكند كه در پايان هر روز ، اعمال روز گذشتهء خود را با دقّت فراوان محاسبه نمايد . اگر نتيجه ارزيابى پروندهء اعمال كسىمثبت باشد ، بايد جدّاً شكر كند و با شادى و نشاط حقيقى از يك روز زندگى به روز بعدى و مرحلهء بعدى وارد شود . ولى اگر ارزيابى پرونده اعمال و افكار ، نتيجهء منفى در بر داشت ، بايد فوراً جبران كند و تلاش كند كه قصور و تقصير روز گذشته ، در روز بعد تكرار نشود . يعنى در اوّل صبح با خود شرط كند كه از تكرار خطا بپرهيزد .
عمل به قانون مراقبه براى حفظ توفيق و بقاى جذبه نيز مؤثّر است . سالك بايد هرشب يك محاسبه از اعمال روز خود بكند و با ارزيابى از پروندهء اعمال ، دريابد كه با گفتار يا كردارى ، سلب توفيق از خودش نكرده باشد .
بزرگى نقل مىكند كه مدّتى بود حال عبادت و نماز شب از من گرفته شده بود ، با تضرّع و زارى از خدا خواستم علّت را بيابم . در عالم كشف به من گفته شد : « شكت عنك عصفورة عند الحضرة » متوجّه شدم كه بچّه گنجشكى از من نزد خدا شكايت كرده است . به ياد آوردم كه چند روز قبل در راه مسجد مشاهده كردم كه چند بچه در حال اذيت و آزار يك بچه گنجشك هستند . من بىتفاوت از آن مسير عبور كردم و به اين
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحث قانون مراقبه ، صص 105 - 100 همين كتاب